معرفی کتاب: دیگر سیاووشی نمانده

[ad_1]

نویسنده: اصغر الهی
انتشارات: توس
سال نشر: ۱۳۶۹

دیگر سیاووشی نمانده : دختر به ملاقات برادرش به زندان رفته .
تاریکان : چند نفر متهم در بیمارستان .
آخرین پادشاه : مردی که پاشده بود .
چهل دختر گلابتون گیسو : چهل دختر زیبا و دزدانی که به قلعه آمدند .
درخت سبز عاشق : زن عاشق مرد بود اما که می دانست .
داستان های سرداری : مردی که با لشکر جن ها در ارتباط بود .
اختگی : مردی که قرار است به حرم سرا فرستاده شود .
مرد سنگی : تهدید زندانی برای حرف زدن .
خورشید در صبح غروب می کند : صحبت های زندان .
شاگرد من معلم من : شاگرد و معلم در زمان انقلاب .
عدل : دادگاهی که جرم متهمانش کتاب خواند است .
قبلا دو تا کتاب از آقای الهی معرفی کرده بودم دوست هم نداشتم سبک کار ایشون را ولی توی همون مرتب سازی فهرستم به یک کتاب قدیمی ازشون برخوردم که سراغش نرفته بودم و گفتم نوشته های دیگه شون را هم امتحان کنم . باید بگم از اینم خوشم نیومد سبکش برای من قابل پذیرش نیست باهاش ارتباط برقرار نمی کنم یه جور خوندن بدون لذت هست برام اما مسلما کتابی هست که بعضی ها بپسندن و دوستش داشته باشن .

[ad_2]

لینک منبع